تبليغاتX
 کلبه زیست شناسی
کلبه زیست شناسی
زیست
کلبه زیست شناسی

من مسلمانم

قبله ام یک گلسرخ

جانمازم چشمه مهرم نور

دشت سجاده من

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم


در نمازم جریان دارد

ماه جریان دارد طیف

سنگ از پشت نمازم پیداست

همه ذرات نمازم

متبلور شده است

من نمازم را وقتی می خوانم

که اذانش را باد گفته باشد

سر گلدسته سرو

من نمازم را پی تکبیره

الاحرام علف می خوانم

پی قد قامت موج

کعبه ام بر لب آب

کعبه ام زیر اقاقی هاست

کعبه ام مثل نسیم باغ به باغ می رود شهر به شهر

حجرالاسود من روشنی باغچه است

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder

 

بونساي از دو کلمه ژاپني "بون=سيني" و "ساي= کاشتن" تشکيل شده و در اصل به معني

 

کاشت درختان توي سيني (ظروف کشيده و کم عمق است). در اين هنر سعي ميشود درختان را

 

به صورت فرم پاکوتاه به اشکال گوناگون دربيارند. شکل بونساي خيلي مهم و مفهوم آن را مي

 

رساند. بعضي از هنرمندان اين هنر، بونساهاي خيلي کوچک که حتي گاهي اوقات کوچکتر از

 

کف دست هستند را پرورش مي دهند که به اسم "ميني بونساي" شناخته ميشود.

بونساي حاصل تلفيق هنر با علم باغباني است. يک هنرمند خلاق با حس زيبا شناسي و مهارت

 

، با خلق يک بونساي در گلدان ظريف مي کوشد تا درختي کهن بر فراز يک کوه و يا درختي

 

کهنسال و با وقار روييده بر دشتي را تصوير کند. پس بونساي هم يک سرگرمي در زمينه ي

 

باغباني زينتي است و هم باعث نزديکي و شناخت انسان از شگفتي هاي طبيعت مي شود.

براي پرورش يک بونساي دانستن علوم باغباني، نوردهي، تغذيه، نياز آبي و همچنين هرس

 

شاخه، برگ و ريشه لازم است. در واقع با استفاده از روشهاي خاص رشد گياه را کم مي کنند

 

به طوري که به سلامت آن لطمه اي وارد نشود و هرس ريشه و برگ در فصل رشد باعث

 

کاهش رشد شود . همچنين براي شکل دادن به گياه با مرور زمان شکل دلخواه را به گياه انتقال

 

ميدهند. تناسب درست بين اجزاء گياه و همچنين تامين نياز گياه به پرورش يک بونساي سالم و

 

زيبا کمک فراواني ميكند.

براي تهيه يک بونساي مي توان دو مرحله ي اصلي را در نظر گرفت:

تغيير شکل درختي طبيعي که از نواحي کوهستاني يا دشت آورده ايم به درختچه هاي کوتاه

 

تربيت بونساي که منظور تکامل بخشيدن به شکل ظاهري است.

مرحله ي اول:

نهال مورد انتخاب بايد در عين کامل بودن بايد کوچک ، کوتاه ، داراي ريشه هاي قوي و طول

 

عمر دراز باشد . بايد در نظر داشت که تفاوت اساسي يک بونساي و يک درخت در يک باغ

 

کوچکي و بزرگي آنهاست وگرنه بونساي از نظر شکل ظاهري فرق ديگري با درخت طبيعي

ندارد. قبل از شروع بهار گياهي با شرايط ذکر شده انتخاب و آن را طوري از خاک بيرون مي

 

آوريم که مقداري از ريشه هاي فرعي وصل به ريشه ي عمودي(اصلي) گياه باشد و گياه را

 

همراه خاک اطراف ريشه با ملايمت بيرون آورده تا خاک اطراف ريشه نريزد. گياه را در ظرف

 

مورد نظر مي کاريم. بعد از 20روز جوانه هاي کوچکي خواهد داشت . هنگامي که جوانه هاي

 

تازه به ارتفاعي نزديک 5/2 ميلي متر رسيد آن را فشار مي دهيم يا کلا قطع مي کنيم. حدود 2

 

الي 3 هفته بعد يک يا سه جوانه تازه در کنار جوانه ي قطع شده شروع به رشد مي کنند. اين

 

بار جوانه هاي تازه هرگز خيلي بلند نخواهند شد. پس فاصله ي بين شاخه کوتاه شده و برگ

 

هايي رشد مي کنند که از حد طبيعي کوچک تر است.

با نزديکي فصل پاييز بايد احتياط هاي لازم را انجام داد که گياه خشک نشود ، يخ نزند و مرتب در

 

معرض ديد خورشي قرار گيرد. درخت را در ماه فروردين بعدي بايد دوباره به همان طريق اولي نشا

 

کرد. دفعات نشاندن گياه در ظرف ديگر بستگي به نوع درخت و سن آن دارد.

قرار دادن گياه در ظرف ديگر دو فايده دارد:

درون ظرف پر از ريشه شده است و جاي خالي براي رشد ريشه هاي تازه نيست . در هر انتقال حذف

 

مقداري از ريشه ها ورويش ريشه هاي جديد باعث خواهد شد که مواد به مقدار لازم ( نه بيش از حد )

 

جذب کند و رشد نموده و از اندازه هايي که مورد نظر ماست بزرگتر نشود.شاخ و برگ هاي زيادي را

 

قطع مي کنيم و اين عمل موجب تعادل بين مواد جذب شده به وسيله ي ريشه ي گياه و مقدار هوايي که

 

توسط شاخ و برگ پس داده( فتوسنتز ) مي شود ، مي گردد.

الي 3 هفته طول مي کشد که گياه در محل جديد ريشه هاي محکمي بگيرد. هنگامي که ريشه ها محکم

 

شد ، جوانه ها شروع به رشد مي کنند. بعد از دو ماه که درخت به ظرفش منتقل شد تمام برگ هاي آن

 

در مرکز ساقه بايد با قيچي قطع گردد. باقيمانده ي برگ هاي ساقه به زودي پژمرده شده و مي افتند اين

 

حالت برگ ريزان مصنوعي پاييزي است. دو يا سه هفته بعد شاخه ها و برگ هاي جديد از جوانه هاي

 

 

تازه بيرون خواهند آمد. اين شاخه و برگ ها کوچک مي شوند و نتيجتا به بونساي شکل باشکوهي مي

 

دهند.

 

مرحله ي دوم ، تربيت بونساي:

به سه طريق مي توان عمل کرد: 1- هرس کردن شاخه و برگ ها که قبلا به آن اشاره شد. 2- سيم

 

بستن 3- آويزان کردن شاخه سيم بستن: براي اين که شکل دلخواه خود را به درخت بدهيم از سيم مسي

 

استفاده مي کنيم به اين ترتيب که شاخه يا تنه را با دست و انگشتان به حالتي که مورد نظر است نگه

 

مي داريم. سيم را در جهت عقربه هاي ساعت به دور آن مي پيچيم . شاخه هاي کوچک را براي 2 تا 3

 

ماه و شاخه هاي بزرگتر را براي 3 الي 4 ماه مي توان سيم بست.

آويزان کردن شاخه : به سادگي يک طناب يا نخ را به شاخه ي مورد نظر متصل و انتهاي آن رابه جايي

 

متصل مي کنيم تا شاخه خميدگي مورد نظر را پيدا کند.

شرايط خاک: تميز باشد ، کود طبيعي نداشته باشد ، قابليت نگهداري رطوبت را داشته باشد و پوک

 

باشد.

محل نگهداري : در تمام سال آفتابي باشد ، در معرض هوا بوده ولي از بادهاي شديد در امان باشد ،

 

تميز و دور از گرد و غبار باشد.

 

        

                                                 


[ ]
+
  1.                   

 نوروزتان همراه با شکفتن بهار ارزوهایتان مبارک باد

 

 لقد خلقناالانسان فی احسن تقویم

 

 بسم الله الرحمن الرحیم 
 

 تقدیم به تو ای آسمان ترین مهربانی 
 

  با حمد و سپاس به پیشگاه مهربان آفریدگار و سلام و درود بی پایان بر پیامبر

 

مهربانییها حضرت محمد ص و فرزندان پاکش 
 

   فرارسیدن بهار طبیعت و آغاز سال جدید را صمیمانه تبریک و شاد باش می گویم :
  

   امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و بهروزی را در سایه سار وجود آسمانی اما 

 

   عصرارواحنا   فداه پیش رو داشته باشید انشاالله

                                                   

 

  تو را به حرمت دعاي

 يا مقلب القلوب،

 به ناله هاي ربنا

 كه با هم سروديم

  به عشق

 به وقت ليل و النهار

 به گردش ستارگان

 سر وداع!

  اميد است كه حال ما

 شود به احسن الحال

         

    

امام صادق عليه السلام : إذا كانَ يَومُ النَّيروزِ فَاغْتَسِل وَ البَسْ أنظَفَ ثِيابِكَ ؛

هرگاه نوروز فرار رسيد ، غسل كن و پاكيزه ترين لباسهايت را بپوش

 . وسائل الشيعه ، ج 8 ، ص 172

  هفت سين!

 اين بار ميخواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم !

  سبزه با ياد روي سبزه گونه ات!

سمنو به شيريني  !لبخندت !

 سياه دانه به ياد رنگ چشمهايت !

 سرکه با ياد ترشي مهربانيت !

 سيب با ياد طرديه گونه هايت !

سکه با ياد درخشش قلبت !

 سير با ياد تندي کلامت !

خوبي و بدي تو براي من درست مثل هفت سين سف

     هفت سين زيباست

این هم سفره هفت سین من



[ ]
+
 

انواع مختلف گیاهان

یک گردش کوتاه در داخل جنگلها یا مزارع هنگام تابستان یا پاییز ، اختلافات وسیعی را از نظر شکل و ساختمان در گیاهان آشکار می‌سازد. بعضی ، درختانی مرتفع هستند، عده‌ای علفهایی کوتاه می‌باشند. بعضی گلهای زیبا دارند و بذر تولید می‌کنند. حال آنکه عده‌ای ، نظیر سرخسها به هیچ وجه تولید گل نمی‌کنند. اما بوسیله ساختمانهایی بسیار کوچک به نام اسپور تکثیر می‌شوند. بعضی روی زمین و بعضی در آب زندگی می‌کنند این اختلافات وسیع باعث شده که گیاه شناسان گیاهان را در گروههای مختلفی تقسیم کنند. و بر اساس شباهتها و یا روابط بنیانی تمام گیاهان به چند گروه بزرگ تقسیم می‌شوند.
  1. ساده‌ترین این گیاهان ، باکتریها هستند که اکثرا تک سلولی می‌باشند. عده‌ای از این باکتریها موجب امراض سخت در انسان و حیوان و گیاه می‌شوند ولی بسیار دیگر برای انسان مفید می‌باشند.

  2. قارچها مانند باکتریها تماما فاقد رنگیزه‌های کلروفیل سبز که لازمه زندگی مستقل هستند می‌باشند و از این رو باید غذای خود را از موجودات دیگر بدست می‌آورند برخی قارچها سبب امراض انسانی و حیوانی می‌شوند و بسیاری نیز برای انسان مفید هستند.

  3. جلبکها به صورت غوطه‌ور در آب یا در شرایط مرطوب می‌رویند و محتوی رنگیزه‌های نوری مانند کلروفیل سبز می‌باشند و از این رو گیاهان مستقلی هستند برخی تک سلولی و برخی به صورت کلنی می‌باشند. و پایه غذایی تمام جانوران آبزی می‌باشند از این رو از اهمیت اقتصادی برخوردارند.

  4. خزه‌ها و پنجه گرگیان ، گروهی از گیاهان را تشکیل می‌دهند. که در محلهای مرطوب سراسر جهان می‌رویند و فاقد ریشه ، ساقه و برگهای حقیقی هستند.

  5. سرخسهای معمولی و دم اسبیان با داشتن تنه‌های گیاهی کاملا متمایز از جلبکها و قارچها و پنجه گرگیان و خزه تفاوت دارند و دارای ریشه ، ساقه و برگهای حقیقی هستند‌. و سیستم آوندی کاملا مشخص دارند. ولی به دلیل عدم تولید گل ، میوه یا بذر از گیاهان عالی متمایزند.

  6. توسعه یافته‌ترین گیاهان با بزرگترین تغییرات ، گیاهان بذردار می‌باشند. آنها دارای ریشه‌ها ، ساقه‌ها و برگهای حقیقی و یک سیستم آوندی کاملا توسعه یافته می‌باشند هر چند مهمترین صفت ویژه در مورد آنها این امر است که بذر تولید می‌کنند. اکثر گیاهان زراعی ، درختان ، درختچه‌ها و گیاهان گلدار به این گروه تعلق دارند. گیاهان بذردار به دو گروه اصلی یعنی بازدانگان و نهاندانگان تقسیم می‌گردند. بازدانگان بوسیله تولید بذر بدون پوشش مشخص می‌شوند یعنی بذرها در میوه محصور نمی‌شوند.

    نهاندانگان ، دارای گلهای کاملا توسعه یافته هستند و بذرهای خود را در یک ساختمان محصور شده که میوه نامیده می‌شود تولید می‌کنند. اعضای این گروه بسیار فراوان و تمام گیاهان گلدار معروف را دربرمی‌گیرند نهاندانگان به دو گروه مناسب کوچکتر تقسیم می‌شوند: تک‌‌لپه‌ایها و دولپه‌ایها.

[ ]
+
مادگی یا اندام گل از یک یا چند برچه بوجود می‌آید هر برچه ساختمانی همانند برگ دارد و می‌توان آن را یک برگ تغییر شکل یافته به شمار آورد.

نگاه اجمالی

مادگی اندام ماده گل به شمار می‌آید و ممکن است از یک یا چند برچه تشکیل شده باشد که در حالت اول آن را ساده و در حالت دوم آن را مرکب می‌نامند. در مادگی مرکب ممکن است برچه‌ها از هم جدا (آلاله و توت فرنگی) و یا باهم پیوسته باشند مثل زنبق ، پامچال ، اطلسی.



تصویر

ساختمان مادگی

هر برچه از سه بخش تخمدان ، خامه ، کلاله تشیکل شده است. تخمدان بخش میان تهی است که یک یا چند خانه دارد و تعداد برچه‌های مادگی مرکب اغلب به تعداد کلاله‌ها و تعداد خانه‌های تخمدان بستگی دارد. در درون تخمدان ساختارهایی به نام تخمک پدید می‌آیند. تخمکها حامل گامتهای ماده‌اند. نحوه قرار گرفتن تخمک را در درون تخمدان تمکن می‌گویند. خامه بخش دراز و باریک برچه است که بین کلاله و تخمدان قرار دارد خامه‌ها ممکن آزاد یا به هم متصل باشند.

در این صورت در وسط ستونی که از اتحاد خامه‌ها ایجاد می‌شود یک یا چند مجرا بوجود می‌آید و این مجاری در حقیقت راه عبور لوله گرده برای رسیدن به تخمک است بخش انتهایی خامه را کلاله می‌گویند که معمولا برجسته است و به شکلهای مختلف ظاهر می‌شود. سطح کلاله اکثرا دارای یاخته‌های کرک مانند و کوتاهی است که در جذب و نگاهداری گرده موثرند کلاله بعضی از گیاهان مایعی چسبنده و قندی بنام مایع کلاله ترشح می‌کند. در گیاهانی که گرده افشانی بوسیله باد انجام می‌گیرد مانند تیره گندم کلاله منشعب و کرکدار است.

ساختار تخمک

تخمک از سه بخش تشکیل شده است.


  1. بافت خورش که تمام یاخته‌های آن مریستمی هستند.

  2. اطراف خورش دو لایه بافت به شکل غلافی بطرف بالا رشد می‌کند و نوک خورش را دربرمی‌گیرد و فقط سوراخ کوچکی در انتها باز می‌ماند که آنرا سفت می‌نامند. دو لایه بافت پیرامون خورش را پوسته درونی و پوسته بیرونی می‌نامند.

جفت بندی تخمک و انواع آن

جفت بندی کناری

در این جفت بندی تخمکها در سطح داخلی تخمدان قرار می‌گیرند در تخمدان لوبیا که از یک برچه تشکیل شده ، تخمکها در محل اتصال دو لبه برچه قرار دارند و در بنفشه که از سه برچه تشیل شده کنار هر برچه به کنار برچه دیگر متصل می‌شود و به این ترتیب مادگی سه برچه‌ای تک‌خانه بوجود می‌آید و تخمکها در کناره تخمدان در محل اتصال برچه‌ها قرار می‌گیرند.



تصویر

جفت بندی محوری

در این جفت بندی کناره‌های برچه‌های تشکیل دهنده مادگی در وسط تخمدان به یکدیگر پیوسته و محور میانی تخمدان را تشکیل می‌دهند. بنابراین به تعداد برچه‌ها در داخل تخمدان حفره بوجود می‌آید. و تخمکها به صورت ردیفهایی در طول محور میانی قرار می‌گیرند، مانند گیاهان تیره سوسن.

جفت بندی مرکزی

این جفت بندی در مادگیهای چند برچه و تک‌خانه پامچال وجود دارد. تخمکها بر روی ستون آزاد در مرکز تخمدان که از رشد قاعده محل اتصال برچه‌ها حاصل آمده قرار می‌گیرند، مثل فلفل سبز و انگور فرنگی.

کیسه جنینی

کیسه جنینی در داخل تخمک بوجود می‌آید قسمت اعظم تخمک جوان را بافت خورش تشکیل می‌دهد که یاخته‌های آن دیپلوئید هستند. نحوه تشکیل کیسه جنینی به این ترتیب است که ابتدا یکی از یاخته‌های بافت خورش که نزدیک سفت است بزرگتر شده و به یاخته مادر مگاسپور که دیپلوئید است تبدیل می‌گردد. این یاخته با تقسیم میوزی چهار مگاسپور هاپلوئید (n کروموزومی) تولید می‌کند سه مگاسپور که به سفت نزدیکترند عموما متلاشی می‌شوند، اما چهارمین مگاسپور که از سفت دورتر است بزرگتر می‌شود و با انجام سه بار تقسیم میتوزی هشت هسته هاپلوئید تولید می‌کند.

هر هسته و مقداری از سیتوپلاسم پیرامون که یاخته را بوجود می‌آورد شش هسته با سیتوپلاسم پیرامون خود به 6 یاخته کامل و مجزا تبدیل می‌شوند. دو هسته قطبی نیز یک یاخته دو هسته‌ای (دیپلوئید) را تشکیل می‌دهند در نتیجه تعداد یاخته‌های کیسه جنینی به هفت عدد کاهش می‌یابد هفت یاخته نامهای خاص دارند. در کیسه جنینی مجاور سفت یک یاخته تخمزا همراه با دو یاخته قرینه قرار دارد هسته ثانویه تقریبا در مرکز کیسه جنینی است به یاخته‌های مادر آندوسپرم معروف است سه هسته باقیمانده که در کیسه جنینی دور از سفت قرار دارند یاخته‌های متقاطر نامیده می‌شوند. کیسه جنینی در این مرحله از رشد آماده لقاح است.




تصویر
ساختمان تخمدان

عملکرد مادگی

نقش مادگی که اندام زایای گیاه می‌باشد در تولید مثل می‌باشد و مادگی در ایجاد یاخته‌های جنسی گیاه یعنی یاخته‌های ماده نقش دارد و بطور کلی مراحل اصلی تولید مثل جنسی یعنی میوز و لقاح درون گل و به ترتیب زیر صورت می‌گیرد در اثر تقسیم ، یاخته‌های نر و ماده تشکیل می‌شوند. سپس در اثر گرده افشانی لقاح صورت می‌گیرد و میوه و دانه بوجود می‌آیند. میوه و دانه رشد می‌کنند و سپس پراکنده می‌شوند با پیدایش دانه ، فرآیند تولید مثل جنسی کامل می‌شود و با تشکیل جنین درون دانه نخستین مرحله از دوران زندگی گیاه جوان آغاز می‌شود.

مباحث مرتبط با عنوان


[ ]
+
همانند سازی حلقوی
عمل اینتر فرون
نخاع

دید کلی

نخاع به صورت یک استوانه طویل و نازک است و در مقطع آن ماده سفید در بخش خارجی و ماده خاکستری در بخش داخلی‌تر قرار دارد. بخش سفید نخاع از اکسونهایی ساخته شده است که سطوح مختلف نخاع را بهم مربوط می‌سازند و ارتباط نخاع و مغز را تامین می‌کنند. رنگ سفید این بخش به علت وجود میلین در اکسونها است. تارهای عصبی بخش سفید به صورت دسته‌های عصبی قرار گرفته‌اند که برخی از آنها جریانهای عصبی را از مغز به سوی اندامها و برخی دیگر امواج عصبی را از اندامها به سوی مغز می‌برند.

راههای بالا رو و پایین رو نخاع یعنی راههای که پیامهای حسی را به مغز یا پیامهای حرکتی را به عضلات بدن می‌برند به صورت گروههای تارهای عصبی جداگانه در کنار هم در طول نخاع قرار دارند و هر کدام بخشی از بافت نخاع را تشکیل می‌دهند. به عنوان مثال ، هر یک از راههای حسی مربوط به لامسه ، گرما ، سرما ، درد و راههای حرکتی بخش معینی از ماده سفید نخاع را اشغال کرده‌اند.



img/daneshnameh_up/a/a1/Spinal_Cord_PC271498.jpg

 

ساختمان نخاع

اعصاب نخاعی

در انسان 21 جفت عصب نخاعی وجود دارد. اعصاب نخاعی به ترتیب از گردن تا کمر قرار دارند و هر یک از آنها به قسمت خاصی از بدن مربوطند. این اعصاب به ترتیب شامل 8 زوج گردنی ، 12 زوج کمری ، 5 زوج خاجی و 1 زوج دنبالچه‌ای است. هر عصب نخاعی پس از آن که از نخاع خارج شد به انشعاباتی تقسیم می‌شود و هر شاخه از آن به بخشی از بدن منتهی می‌گردد. اعصاب کمری و خاجی و دنبالچه‌ای تقریبا به صورت عمودی از نخاع بیرون می‌آیند و یک دسته تارعصبی به نام دم اسب Cauda equine بوجود می‌آورند. ریشه‌های خلفی نخاع از تارهای عصبی حسی و ریشه‌های قدامی آن از تارهای عصبی حرکتی تشکیل شده است و قطع شدن آنها به ترتیب باعث ایجاد بی‌حسی یا فلج در اندامهای وابسته می‌شود.

گانگلیونها

در مسیر هر یک از ریشه‌های خلفی در نزدیکی نخاع یک برجستگی به نام عقده نخاعی Spinal ganglion وجود دارد. نخاع در دو ناحیه از طول خود قطر بیشتری دارد. یکی در ناحیه گردن که از چهارمین مهره گردنی تا اولین مهره پشتی است و برجستگی گردنی خوانده می‌شود و اعصابی که به گردن و دستها می‌روند از آن ریشه می‌گیرند. دیگری در ناحیه کمر که از دهمین مهره پشتی تا اولین مهره کمری ادامه می‌یابد و برجستگی کمری نام دارد و اعصاب پاها از آن ریشه می‌گیرند.

مخروط نخاعی

انتهای نخاع یعنی بخشی که مجاور مهره‌های اول و دوم کمری قرار دارد به تدریج باریک می‌شود و مخروط نخاعی (Conus medullaris) نامیده می‌شود. مخروط نخاعی بوسیله یک رشته پیوندی در انتهای ستون مهره‌ها به استخوان دنبالچه‌ای چسبیده است.



img/daneshnameh_up/b/b3/spinal_cord_nerve_cells_4w.jpg

 

ماده سفید و خاکستری

در مقطع نخاع ، ماده خاکستری که در وسط ماده سفید قرار دارد، تقریبا به شکل حرف H به نظر می‌رسد. یعنی دارای دو نیمه جانبی است که بوسیله یک بخش رابط به یکدیگر مربوطند. رنگ خاکستری این بخش نشانه فقدان میلین و وجود اجسام سلولی نورونها در آن است. در وسط ماده خاکستری مجرای مرکزی نخاع قرار دارد. قطر این مجرا در انتهای نخاع ، یعنی در ناحیه مخروط نخاعی بیشتر است. ماده خاکستری در دو طرف مجرای مرکزی نخاع به دو نیمه قدامی و خلفی تقسیم می‌شود که به ترتیب شاخهای قدامی و شاخهای خلفی ، نامیده می‌شوند.

اجسام سلولی نورونها در بعضی نواحی ماده خاکستری با هم تجمع شده و هسته‌های بخش خاکستری نخاع را می‌سازند. قسمت جلویی ماده خاکستری نقش حرکتی دارد و نورونهای حرکتی عضلات مخطط اسکلتی و نورونهای حرکتی عضلات صاف احشایی به ترتیب در بخشهای پیشین و پسین آن قرار دارند. بخش خلفی ماده خاکستری نخاع عمل حسی دارد و پیامهای آورنده مختلف از نواحی پوستی ، عضلات و احشایی دریافت می‌دارد.

پرده‌های نخاع

سخت شامه

پرده سختی است متشکل از بافت همبندی متراکم که سطح خارجی آن در مجاورت پریوست استخوانها قرار گرفته است. در نخاع ، سخت شامه بوسیله فضایی به نام فضای اپیرورال از پریوست جدا شده و اتصال آن به پریوست محدود به یک سری لیگامان موسوم به لیگامانهای دندانه‌ای است. فضای اپیرورال محتوی شبکه وریدی ، بافت همبند شل و بافت چربی است.

عنکبوتیه

پرده ظریفی است از الیاف کلاژن و الاستیک که فاقد رگهای خونی است. قسمتی از عنکبوتیه که در مجاورت سخت شامه قرار دارد به صورت پرده‌ای صاف می‌باشد که توسط استطاله‌های ظریفی شبیه تارهای عنکبوت با نرم شامه مرتبط می‌گردد. فضای موجود بین این استطاله‌ها فضای زیر عنکبوتیه را تشکیل می‌دهند که حاوی مایع مغزی نخاعی و محل عبور رگهای خونی است. عنکبوتیه در همه جا توسط سلولهای پهن و سنگفرشی پوشیده شده است.

نرم شامه

لایه ظریفی از بافت همبند شل و پر عروق می‌باشد که عمدتا از الیاف کلاژن و الاستیک تشکیل شده و بوسیله سلولهای پوششی پهن و سنگفرشی پوشیده شده است. اگر چه نرم شامه در مجاورت نزدیک بافت عصبی قرار گرفته ، ولی بوسیله زواید سلولهای گلیال از بافت عصبی جدا شده و در تماس مستقیم با آن نمی‌باشد. این پرده ظریف در تمام چینهای بافت عصبی مرکزی نفوذ کرده و همراه با رگهای خونی به درون بافت عصبی نیز راه می‌یابد.

مایع مغزی نخاعی (CSF)

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان یک ضربه گیر ، سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌نماید و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که عمدتا از رگهای خونی شبکه کروئید و به مقدار کمتر از عروق نرم شامه و بافت مغزی نشات می‌گیرد، بین 80 تا 150 میلی‌لیتر متغیر می‌باشد. مقدار مایع مغزی نخاعی در شرایط مننژیت افزایش می‌یابد. با برداشت مایع مغزی نخاعی و تجزیه آن می‌توان به عامل ایجاد کننده مننژیت پی‌برد.

سد خونی مغزی

تزریق مواد رنگی به دستگاه گردش خون نشان می‌دهد که مواد رنگی در همه بافتها غیر از سیستم عصبی مرکزی قابل ردیابی است. این امر بیانگر نوعی سد بین خون و سیستم عصبی مرکزی می‌باشد که اصطلاحا سد خونی مغزی نام گرفته است.



img/daneshnameh_up/3/31/spinal.1.JPG

 

ساختمان تشریحی ماده خاکستری نخاع

شاخ پشتی ماده خاکستری

شاخ پشتی ماده خاکستری یک ناحیه حسی است که نورونهای حسی موجود در آن بوسیله سیناپس با رشته‌های حسی وارده به آن اطلاعات دریافت شده از محیط را به سایر قسمتهای نخاع و یا مراکز بالاتر منتقل می‌کنند. رشته‌های حسی وارده به شاخ پشتی ، در واقع آکسون نورونهای حسی موجود در گانگلیونهای نخاعی هستند، که از طریق ریشه‌های پشتی وارد نخاع می‌گردند.

شاخ شکمی ماده خاکستری

شاخ شکمی ماده خاکستری ، در مقایسه با شاخ پشتی یک ناحیه حرکتی می‌باشد که حاوی جسم سلولی نورونهای حرکتی سوماتیک است و آکسون آنها از طریق ریشه‌های قدامی نخاع را ترک کرده و به ارگانهای عامل ختم می‌گردند.

شاخ جانبی

جسم سلولی نورونهای اتونوم در ناحیه میانی ماده خاکستری و قسمتی به نام شاخ جانبی قرار گرفته که آکسون آنها همراه با آکسون نورونهای حرکتی سوماتیک از طریق ریشه‌های شکمی ، نخاع را ترک کرده و در گانگلیونهای اتونوم با نورونهای پس گانگلیونی سیناپس می‌یابند. از نظر هیستولوژیک ، شاخهای پشتی و شکمی حاوی سلولهای گلیال و جسم سلولی نورونها می‌باشند. ولی جسم سلولی موجود در شاخهای پشتی مدور ، کوچک و جسم سلولی موجود در شاخهای شکمی از نوع چند وجهی و بزرگ می‌باشد. از طرف دیگر ، شاخهای پشتی باریک و بلند و شاخهای شکمی ، پهن و کوتاه می‌باشند.

ساختمان تشریحی ماده سفید نخاع

ماده سفید نخاع از رشته‌های میلین‌دار و بدون میلین و سلولهای گلیال تشکیل شده‌اند، که دارای شیار باریک در قسمت خلفی ، به نام شیار میانی - خلفی و یک شیار نسبتا عریض و حاوی نرم شامه در قسمت قدامی به نام شیار میانی قدامی می‌باشد. ماده سفید را در حد فاصل شاخهای پشتی ستونهای خلفی ، در طرفین قسمت میانی ماده خاکستری ستونهای جانبی و در مجاورت شاخهای شکمی ، ستونهای قدامی می‌نامند.

انعکاسهای نخاعی

نخاع علاوه بر نقشی که در انتقال پیامهای عصبی به سطوح بالاتر و پایین‌تر دارد، خود مرکز عصبی اعمال بسیاری است که بدون نیاز به پیامهای مغزی صورت می‌گیرند. این اعمال انعکاسها یا بازتابهای نخاعی هستند که به واسطه یک مسیر عصبی بنام قوس نخاعی انجام می‌شوند. ساده‌ترین قوس نخاعی که در انعکاسهای تک سیناپسی دیده می‌شود شامل یک نورون حسی و یک نورون حرکتی است که در نخاع با یکدیگر سیناپس می‌کنند. ولی اغلب انعکاسها از نوع چند سیناپسی است که در مسیر عصبی یک یا چند نورون رابط در بین نورونهای حسی و حرکتی وجود دارد.

در هر انعکاس نخاعی ، موج عصبی حاصل از تحریکی که بر تار عصبی حسی وارد می‌شود از راه ریشه خلفی به نخاع می‌آید و پس از آنکه به عصب حرکتی منتقل گردید از راه ریشه قدامی نخاع به اندام عمل کننده (عضله یا غده) می‌رسد. قطع ارتباط با مغز بر اثر حالت شوکی که ایجاد می‌کند ابتدا باعث از بین رفتن یا تضعیف کلیه انعکاسهای نخاعی می‌شود ولی پس از مدتی اعمال مذکور دوباره ظاهر می‌گردد. مهمترین انعکاسهای نخاعی عبارتند از: انعکاسهای کششی عضلات ، انعکاسهای محافظتی ، انعکاسهای خاراندن ، انعکاسهای نگاهدارنده وحرکتی ، انعکاسهای ایجاد کننده اسپاسمهای عضلانی و انعکاسهای خودکار

[ ]
+
دیا بت شیرین...
دیابت قندی

یابت قندی (Diabetes Mellitus) نوعی بیماری است که در اثر افزایش غلظت گلوکز خون ایجاد می‌گردد که این افزایش گلوکز در اثر نبود انسولین در خون یا نقصان گیرنده‌های انسولین در سلولهای جذب کننده گلوکز ، بوجود می‌آید. این بیماری حالت ارثی و اکتسابی دارد.

دید کلی

این بیماری دیابت فامیلی بوده و حدود 2 درصد مردم در جهان به آن مبتلا هستند. در این بیماران افزایش گلوکز به قدری است که از آستانه کلیوی گذشته و لذا نمی‌تواند مجددا جذب گردد. بنابراین در ادرار قند (Glocosuria) مشاهده می‌گردد. افزایش فشار اسمزی در ادرار سبب افزایش دفع آب یا همان ادرار (Polyuria) شده است. در دیابت با اینکه مقدار گلوکز خون زیاد است، ولی ذخیره گلیکوژن کم شده، لیپیدها و پروتئینها می‌سوزند، لذا شخص دیابتی دائما احساس گرسنگی می‌کند و پرخور (Polyhagia) می‌باشد.

پس شخص دیابتی دارای سه علامت پرخوری ، عطش زیاد و تکرار ادرار می‌باشد. در این حالت به علت اینکه لیپیدها در بتا _ اکسیداسیون تجزیه می‌شوند، سرانجام استیل کوآنزیم A به مقدار زیاد حاصل می‌نمایند. این ترکیب در سنتز اجسام ستونی وارد شده و اجسام ستونی در خون و ادرار دیده می‌شوند. کاتیونها همراه ترشح آنیونی اجسام ستونی ، خنثی و از محیط خارج شده و در نتیجه یک ستواسیدوز حاصل می‌شود و بیمار به حالت اغما و مرگ می‌رود. اغلب سندورمهای حاد دیابتی ، در اثر نقصان انسولین بوده که آن را دیابت وابسته به انسولین گویند و با تجویز انسولین قابل کنترل می‌باشد.

تاریخچه

صدها سال است که بیماری دیابت با دفع قند از طریق ادرار شناخته شده است. آزمایشات سالهای 1800 میلادی ، نشان داده است که در حیواناتی که لوزوالمعده‌شان ، با انجام عمل جراحی برداشته می‌شود، علائم بیماری فورا ظاهر می‌گردد. به هر حال تا سال 1921 که فردریک باتینگ و چارلز بست انسولین را از پانکراس حیوانات استخراج کردند و برای دیابت انسان مورد استفاده قرار دارند، درمان قطعی برای این بیماری وجود نداشت.

دو نوع دیابت شیرین وابسته به انسولین و غیر وابسته به انسولین شناخته شده است.


 

دیابت شیرین وابسته به انسولین (IDDM)

در این دیابت که به دیابت جوانی (Insulin Dependent Diabets Mellitus) یا IDDM نیز معروف است، ضایعه معمولا در سلولهای بتا جزایر لانگرهانس لوزوالمعده بوده، لذا پس از صرف غذا (حاوی مواد قندی) ، انسولین ترشح نمی‌گردد.


  • در این ضایعه ، در کبد فرایندهای گلوکونئوژنز و ستوژنز صورت گرفته و راههای گلیکولیز (تجزیه گلوکز) و لیپوژنز (تجزیه لیپیدها)، صورت نمی‌گیرد. در سلولهای دیگر بافتها ، به علت اینکه گلوکز نمی‌تواند وارد سلولها شود، لذا راه تولید قند از تجزیه پروتئینها و چربیها ، تحریک می‌شود.
  • تجزیه لیپیدها در بافت چربی ، باعث آزاد شدن اسیدهای چرب شده که به کبد انتقال یافته و در سنتز اجسام ستونی شرکت می‌کنند که این فرایند تولید ستواسیدوز کرده و در نهایت بیمار را به اغما می‌برد.


 

  • آنزیم لیپو پروتئین لیپاز که در حضور انسولین فعال بوده و باعث صاف کردن خون از لیپیدها می‌شد، در فقدان انسولین ، غیر فعال بوده و غلظت لیپیدها و اسیدهای چرب در خون ، افزایش می‌یابد.
  • پس در این نوع دیابت ، افزایش گلوکز خون ، می‌تواند به دو علت اصلی باشد: عدم وجود و یا نقصان انسولین که گلوگز نمی‌تواند وارد سلولهای مختلف گردد و دیگر اینکه در اثر شدت تولید قند از اسیدهای آمینه در کبد زیاد می‌شود که مقداری گلوکز به خون ریخته می‌شود و باعث افزایش غلظت گلوکز در خون می‌گردد

 

فنوتیپ و سیر طبیعی IDDM

  • زودرس‌ترین نشانه اختلال ، پیدایش آنتی بادیهای خودی ضد جزیره لانگرهانس در هنگامی است که گلوکز خون ، طبیعی است.
  • متعاقب این دوره ، مرحله کاهش تحمل گلوکز ، اما طبیعی بودن گلوکز ناشتای خون است.
  • با تداوم از دست رفتن سلولهای بتا پانکراس ، نهایتا افزایش گلوکز ناشتای خون بروز می‌کند، اما هنوز انسولین به میزان کافی جهت پیشگیری از ستوز تولید می‌شود. در طی این دوره بیماران دچار دیابت شیرین غیر وابسته به انسولین می‌باشند.
  • سرانجام تولید انسولین به زیر آستانه بحرانی می‌رسد و بیمار مستعد ستواسیدوز می‌گردد. بیماران جوانتر عموما سریعتر از بیماران مسن‌تر این مراحل را سپری می‌کنند.

اداره بیمار مبتلا به IDDM

پیوند پانکراس یا سلولهای جزیره لانگرهانس در صورت نبودن عوارض سرکوب ایمنی ، می‌تواند بیماری را معالجه کند. اداره اکثر بیماران ، بر کنترل قاطع سطح قند خون از طریق تزریق انسولین خارجی ، تاکید می‌کند. تجویز انسولین یا نیکوتین آمید ، ظاهرا بروز IDDM در برخی از بیماران را به تاخیر می‌اندازد.

خطر توارث IDDM

احتمال IDDM در جمعیت عمومی ، تقریبا 1 در 300 است. در صورت ابتلای یک خواهر یا برادر ، این خطر به 1 در 14 افزایش می‌یابد. با ابتلای دومین خویشاوند این احتمال به 1 در 6 می‌رسد. فرزندان مادران مبتلا به احتمال 1 در 100 دچار IDDM می‌شوند.

دیابت شیرین غیر وابسته به انسولین

 

 (NIDDM)

برعکس دیابت جوانی ، انسولین در این بیماری که (Non Insulin Dependent Diabets Mellitus) یا NIDDM یا دیابت بالغین نیز نامیده می‌شود، وجود دارد. این دیابت در متوسط سن افراد چاق بوجود می‌آید. این دیابت در 80 تا 90 درصد دیابتی‌ها دیده شده است. علت این ضایعه ممکن است در اثر نقصان گیرنده‌های انسولین بر روی غشا سلولی سلولهای هدف ، یعنی ماهیچه ، کبد و بافت چربی باشد. این افراد با یک افزایش قند (هیپرگلیسمی) و افزایش لیپیدها (هیپرتری گلیسریدمی) دیده می‌شوند، ولی ستواسیدوز که در دیابت شیرین وابسته به انسولین وجود داشت، در این بیماران وجود ندارد. علت افزایش تری گلیسرید ، احتمالا به علت سنتز فراوان تری گلیسریدهای کبد در اثر تحریک حاصل از افزایش گلوکز و انسولین می‌باشد. چاقی قبل از اینکه ، دیابت خود را نشان دهد، وجود دارد و یکی از مهمترین عوامل ایجاد کننده این نوع دیابت است.


فنوتیپ و سیر طبیعی NIDDM

NIDDM ، معمولا افراد چاق را در میانسالی را بعد از آن گرفتار می کند، هر چند با چاق شدن و بی تحرکی روز افزون کودکان و افراد جوان‌تر ، تعداد در حال افزایشی از آنها مبتلا می‌شوند. NIDDM تظاهر بی سروصدایی دارد به واسطه افزایش سطح گلوکز در بررسیهای روزمره تشخیص داده می‌شود. بطور کلی پیدایش NIDDM را به سه مرحله بالینی تقسیم می‌کنند:

  • اول ، علی‌رغم مقاومت به انسولین ، گلوکز پلاسما طبیعی باقی می‌ماند.
  • دوم، علی‌رغم افزایش غلظت انسولین ، افزایش غلظت گلوکز در خون ، پس از صرف غذا ایجاد می‌شود.
  • سوم ، کاهش ترشح انسولین باعث افزایش غلظت خون در حالت ناشتا و دیابت آشکار می‌گردد.

    علاوه بر افزایش غلظت
    گلوکز خون ، تنظیم نادرست متابولیزمی ناشی از اختلال عملکرد سلولهای بتا و مقاومت به انسولین سبب آترواسکلروز و بیماری کلیوی می‌شود. پیدایش این عوارض ، با زمینه ژنتیکی و میزان کنترل متابولیزمی ارتباط دارد. کنترل قاطع سطح گلوکز خون ، خطر عوارض را 35 تا 75 درصد کاهش می‌دهد.

 

اداره بیمار مبتلا به NIDDM

کاهش وزن ، افزایش فعالیت بدنی و تغییرات رژیم غذایی با بهتر کردن چشمگیر حساسیت و کنترل آن ، به بسیاری از مبتلایان به NIDDM کمک می‌کند. متاسفانه بسیاری از بیماران نمی‌توانند یا نمی‌خواهند نحوه زندگی خود را به حد کافی جهت انجام این کنترل ، تغییر دهند و نیاز به درمان با داروهای خوراکی پایین آورنده قند خون مانند سولفونیل دوره‌ها) و بی‌گوانیدها دارند. برای نیل به کنترل قند خون و احتمالا کاهش خطر عوارض دیابت ، بعضی از بیماران نیاز به درمان با انسولین خارجی دارند. به هر حال انسولین درمانی با افزایش مقدار انسولین و چاقی ، مقاومت به انسولین را زیاد می‌کند.

خطر توارث NIDDM

خطر NIDDM در جمعیت عمومی ، بسیار وابسته به جمعیت تحت مطالعه است. در اکثر جمعیتها این خطر از 1 تا 5 درصد می‌باشد. هر چند در ایالات متحده ، 6 تا 7 درصد است. اگر بیمار یک خواهر یا برادر مبتلا داشته باشد، خطر به یک در 10 افزایش می‌یابد. اگر یک خواهر یا برادر و یک خویشاوند درجه اول دیگر مبتلا شوند، خطر یک در 5 است. از آنجا که برخی اشکال NIDDM ، پیش زمینه IDDM (وابسته به انسولین) هستند، فرزندان بیمارن دچار NIDDM به احتمال تجربی یک در 10 دچار IDDM می‌شوند.

 

 


[ ]
+
چشم
لایه شبکیه داخلی‌ترین لایه کره چشم است که در طرف جلو تقریبا تا جسم مژگانی گسترش می‌یابد. شبکیه از 10 لایه درست شده و محتوی سلولهای استوانه‌ای و مخروطی است که گیرنده‌های بینایی هستند، به علاوه 4 نوع نورون به اسامی سلولهای دوقطبی ، عقده‌ای ، افقی و آماکرین. استوانه‌ها و مخروطها که بلافاصله بعد از لایه مشمیه قرار دارند با سلولهای دو قطبی سیناپس می‌دهند و سلولهای دو قطبی با سلولهای عقده‌ای سیناپس می‌دهند. آکسون سلولهای عقده‌ای متقارب شده و کره چشم را به صورت عصب بینایی ترک می‌کنن                                                                                     د. 

عصب بینایی چشم را در نقطه‌ای حدود 3 میلیمتر در داخل و اندکی در بالای قطب خلفی کره چشم ترک می‌کند و رگهای خونی شبکیه نیز در همین نقطه وارد کره چشم می‌شوند. محل خروج عصب بینایی صفحه بینایی (Optic disk) نام دارد، به علت فقدان گیرنده‌های بینایی نقطه کور نیز نامیده می‌شود. در قطب خلفی چشم یک نقطه فرو رفته وجود دارد که لکه زرد     (Macala Lutea) نام دارد و فقط حاوی سلولهای مخروطی است. تغذیه قسمت عمده شبکیه از عروق مشیمه تامین  می‌شود و فقط در مرکز عصب بینایی از انشعابات
شریان هیالوئید ، استفاده می‌کند.



img/daneshnameh_up/5/58/b.14.JPG

 

مسیرهای عصبی

آکسونهای سلولهای عقده‌ای در عصب بینایی و راه بینایی به طرف عقب سیر کرده و در جسم زانویی خارجی یعنی بخشی از تالاموس ختم می‌شوند. فیبرهای مربوط به هر نیمه طرف بینی شبکیه در کیاسمای اپتیک تقاطع می‌کنند. در جسم زانویی فیبرهای مربوط به نیمه طرف بینی شبکیه و نیمه گیجگاهی شبکیه مقابل روی سلولهایی سیناپس می‌دهند که آکسونهای آنها راه زانویی - کالکارینی را تشکیل می‌دهند. این راه به سوی لوب پس سری قشر مغز سیر می‌کند. ناحیه پذیرای اولیه بینایی در اطراف شیار کالکارین واقع شده است.

شاخه‌هایی از آکسونهای سلولهای عقده‌ای از راه بینایی به ناحیه پیش بامی (prectectal)
مغز میانی می‌روند و در آنجا ارتباطاتی برقرار می‌کنند که منجر به بروز رفلکسهای بینایی و حرکات چشم می‌شوند. آکسونهای سلولهای عقده‌ای دیگر مستقیما از کیاسمای اپتیک به هسته‌های فوق کیاسمایی در غده هیپوتالاموس می‌روند و در آنجا منجر به ایجاد نوعی از ریتمهای آندوکرینی و سایر ریتمهای شبانه روزی وابسته به نور می‌شوند.

مکانیزم تشکیل تصویر

چشمها انرژی طیف مرئی نور را به پتانسیلهای عمل در عصب بینایی تبدیل می‌کنند. طول موج نور مرئی بین 700 -400 نانومتر قرار دارد. تصاویر اشیاء موجود در محیط روی قرنیه متمرکز می‌شوند. پرتوهای نوری که به شبکیه برخورد می‌کنند، پتانسیلهایی در سلولهای استوانه‌ای و مخروطی تولید می‌کنند. از یک نظر پروراندن اطلاعات بینایی در شبکیه ، تشکیل سه تصویر را شامل می‌شود، تصویر نخست که بوسیله عمل نور روی گیرنده‌های نوری تشکیل می‌شود، در سلولهای دو قطبی به تصویر دوم تبدیل می‌شود و این تصویر دوم به نوبه خود به تصویر سوم در سلولهای عقده‌ای تبدیل می‌گردد.

در هنگام تشکیل تصویر دوم ،
سیگنال حاصله بوسیله سلولهای افقی دچار تغییراتی می‌شود و در هنگام تشکیل تصویر سوم ، این سیگنال بوسیله سلولهای آماکرین دستخوش تغییر می‌گردد. تغییرات اندکی در طرح ایمپالس در اجسام زانویی خارجی بوجود می‌آید و لذا تصویر سوم به قشر پس سری می‌رسد و ایمپالسهای فرستاده شده در آنجا احساس بینایی را بوجود می‌آورند.

راههای بینایی به قشر مغز

آکسون سلولهای عقده‌ای یک نمودار فضایی شبکیه را روی جسم زانویی خارجی تصویر می‌کنند. هر جسم زانویی خارجی محتوی لایه است. در هر طرف ، لایه‌های 1 ، 4 و 6 مسیرهای ورودی از چشم طرف مقابل را دریافت می‌کنند.، در حالیکه لایه‌های 2 ، 3 و 5 مسیرهای ورودی را از چشم همان طرف دریافت می‌کنند. در هر لایه یک تصویر نقطه به نقطه دقیق از شبکیه وجود دارد و هر 6 لایه با یکدیگر مطابقت دارند. فقط 10 - 20 درصد از ورودیهای هسته زانویی خارجی از شبکیه می‌رسند. سایر ورودیهای عمده از قشر بینایی و سایر نواحی مغز می‌آیند که به نظر می‌رسد در تنظیم فیزیکی ورودی بینایی به قشر مغز شرکت داشته باشند.

قشر بینایی

همانطور که آکسون سلولهای عقده‌ای یک نمودار فضایی دقیق از شبکیه را روی جسم زانویی خارجی تصویر می‌کنند، جسم زانویی خارجی نیز نمودار مشابه نقطه به نقطه‌ای را روی قشر اولیه بینایی می‌اندازد. در قشر بینایی ، سلولهای عصبی متعددی با هر فیبر ارتباط دارند. قشر بینایی نیز دارای 6 لایه است که آکسون نورونهای هسته‌های زانویی خارجی در لایه 4 ختم می‌شوند. قشر بینایی اولیه اطلاعات در مورد رنگ را از اطلاعاتی که در مورد شکل و حرکت هستند ازیکدیگر جدا کرده و ورودیهایی را که از هر چشم می‌آیند و دنیای بینایی را به قطعات خطوط کوتاه با جهتهای مختلف تبدیل می‌کند.

سایر نواحی قشری

از قشر بینایی اولیه ، جنبه‌های مختلف اطلاعات بینایی در مسیرهای موازی به بسیاری از قسمتهای قشر می‌رسند. به عنوان مثال در انسان اطلاعات مربوط به حرکت در قشر آهیانه پردازش می‌شود و اطلاعات مربوط به رنگ در شکنجهای دوکی شکل و زبانه‌ای لوب پس سری پردازش می‌گردد. قسمت قدامی قشر گیجگاهی تحتانی بخشی از مغز است که برای تشخیص بینایی اجسام لازم است و این ناحیه در ارتباط با حافظه می‌باشد.

در میمون 32 ناحیه مشخص مغز که توسط 305 مسیر شناخته شده به یکدیگر متصل شده‌اند در پردازش اطلاعات بینایی در سیستم عصبی مرکزی دخالت دارند. سرانجام کلیه اطلاعات بدست آمده از این مکانهای پردازش کننده به نحوی با یکدیگر جمع شده و به آن چیزی که ما به عنوان تصویر بینایی خودآگاه تجربه می‌کنیم، تبدیل می‌شود.

آستیگماتیسم عیب شایع مکانیزم تشکیل تصویر

آستیگماتیسم یک حالت شایع است که در آن انحنای قرینه یکنواخت نیست. هنگامی که انحناء در یک نصف النهار با انحناء در سایر نصف النهارها متفاوت باشد، پرتوهای نور در آن نصف النهارها روی کانون متفاوتی متمرکز می‌شوند و لذا بخشی از تصویر شبکیه‌ای تار می‌گردد. آستیگماتیسم را می‌توان با قرار دادن عدسیهای استوانه‌ای به گونه‌ای که انکسار را در کلیه نصف النهارها یکنواخت سازند تصحیح کرد.

    ضایعه راههای بینایی

هر راه بینایی در خدمت نیمی از میدان دید است، بنابراین ضایعه‌ای که یک عصب بینایی را قطع کند، موجب کوری در آن چشمها می‌شود، اما ضایعه‌ای که یک راه بینایی را قطع می‌کند، موجب کوری در نصف میدان بینایی
می‌شود. این عیب تحت عنوان نیمه بینی همنام طبقه بندی می‌شود

[ ]
+
اثرات نیکوتین بر بدن !
اثرات نیکوتین بر بدن
 
سبب ترشح فوری ادرنالین میگردد با اثرادرنالین هنگامیکه شما وحشتزده
 
هستید و یا حالت هجومی دارید اشنا هستید ضربان قلبتان سریعتر شده
 
فشار خون افزایش  یافته تنفس سریع و کم عمق شده گلوکز خون افزایش
 
یافته دمای پوست کاهش می یابد و سیستم عصبی مرکزی را تحریک می
 
کند خود نیکوتین به نوبه خود مانع ترشح هورمون انسولین می گردد بنابراین
 
گلوکز بیش از حد در خون می ماند و باعث می شود شخص احساس
 
گرسنگی  کمتری  کند


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!